
نوشته شده به قلم امیر مسعود روز جمعه 1389/07/16 در ساعت 04:45 | نظرات()

نوشته شده به قلم امیر مسعود روز جمعه 1389/05/22 در ساعت 16:03 | نظرات()

نوشته شده به قلم امیر مسعود روز پنجشنبه 1389/05/21 در ساعت 02:14 | نظرات()

چرا دیگر نمی تابیبه این دریای طوفانی
هوا سرد است و خورشیدم نگو در بند و زندانی
تمام این غزلها را به یمن آنکه برگردی
کنم سیراب و بعد از آن سر راه تو قربانی
نگو دریا نمی بارد که من از گریه لبریزم
و در هر قطره اشکم که میریزد ، تو پنهانی!
سفر کردند ماهی ها از این دریای یخ بسته
تو تابستان من بودی ، شدم دیگر زمستانی
تو در من آتشی هستی که خاموشت نخواهم کرد
خودت این را به من گفتی ولی حالا گریزانی!!!
من از هر مرغ دریایی نشانی از تو می خواهم
که می گویند عاشق شد مگر این را نمی دانی ؟!
و در آن لحظه امواجی مرا بر صخره می کوبند
تنم آهسته می سوزد در اندوه پشیمانی
به آن چشمی که می بوسی ، حسادت می کنم اما
دلم آرام می گیرد که تو خوشحال و شادمانی
دیگه میرم ...!!!
نوشته شده به قلم امیر مسعود روز چهارشنبه 1389/05/20 در ساعت 19:41 | نظرات()

نوشته شده به قلم امیر مسعود روز شنبه 1389/05/9 در ساعت 03:26 | نظرات()

نوشته شده به قلم امیر مسعود روز جمعه 1389/05/8 در ساعت 03:13 | نظرات()

نوشته شده به قلم امیر مسعود روز پنجشنبه 1389/05/7 در ساعت 03:04 | نظرات()

تو اون شام مهتاب كنارم نشستی
عجب شاخه گل وار به پایم شكستی
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی
كه صورت گری را نبود این چنینی
پری زاد عشق و مهاسا كشیدی
خدا را به شور تماشا كشیدی
تو دونسته بودی چه خوش باورم من
شكفتی و گفتی از عشق پرپرم من
تا گفتم كی هستی تو گفتی یه بی تاب
تا گفتم دلت كو تو گفتی كه دریاب
قسم خوردی بر ماه كه عاشق ترینی
تو یك جمع عاشق تو صادق ترینی
همون لحظه ابری رخ ماه و آشفت
به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت
گذشت روزگاری از اون لحظهء ناب
كه معراج دل بود به درگاه مهتاب
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به یادت شكستم
تو از این شكستن خبر داری یانه
هنوز شور عشق و به سر داری یا نه
هنوزم اگه تو شبهات اگه ماه و داری
من اون ماه و دادم به تو یادگاری
موضوع : متن ترانه های داریوش ،
نوشته شده به قلم امیر مسعود روز چهارشنبه 1389/05/6 در ساعت 20:00 | نظرات()

ببین تمام من شدی اوج صدای من شدی
بت منی شكستمت وقتی خدای من شدی
ببین به یك نگاه تو تمام من خراب شد
چه كردی با سراب من كه قطره قطره آب شد
به ماه بوسه می زنم به كوه تكیه می كنم
به من نگاه كن ببین به عشق تو چه می كنم
به ماه بوسه می زنم به كوه تكیه می كنم
به من نگاه كن ببین به عشق تو چه می كنم
منو به دست من بكش به نام من گناه كن
اگر من اشتباهتم همیشه اشتباه كن
نگو به من گناه تو به پای من حساب نیست
كه از تو آرزوی من به جز همین عذاب نیست
هنوز می پرستمت هنوز ماه من تویی
هنوز مومنم ببین تنها گناه من تویی
به ماه بوسه می زنم به كوه تكیه می كنم
به من نگاه كن ببین به عشق تو چه می كنم
به ماه بوسه می زنم به كوه تكیه می كنم
به من نگاه كن ببین به عشق تو چه می كنم
موضوع : متن ترانه های داریوش ،
نوشته شده به قلم امیر مسعود روز چهارشنبه 1389/05/6 در ساعت 19:43 | نظرات()

هر جا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه
ای ترس تنهای من اینجا چراغی روشنه
اینجا یكی از حس شب احساس وحشت می كنه
هرروز از فكر سقوط با كوه صحبت می كنه
جایی كه من تنها شدم شب قبله گاه آخره
اینجا تو این قطب سكوت كابوس طولانی تره
من ماه میبینم هنوز این كور سوی روشنو
اینقدر سو سو می زنم شاید یه شب دیدی منو
هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه
ای ترس تنهای من اینجا چراغی روشنه
اینجا یكی از حس شب احساس وحشت می كنه
هر روز از فكر سقوط با كوه صحبت می كنه
موضوع : متن ترانه های داریوش ،
نوشته شده به قلم امیر مسعود روز چهارشنبه 1389/05/6 در ساعت 19:42 | نظرات()
